
طی چند سال گذشته، ترم یا عبارت «نه شاه ــ نه شیخ» وارد ادبیات سیاسی ایران شده است. طبعاً قیامهای دو دههی گذشته ــ بهخصوص قیامهای ۹۶ بهبعد ــ در رواج این ادبیات تأثیر بسیار داشتهاند؛ چرا که این عبارت، در بافت معنایی و تبار تاریخیاش، همسویی و همراهیِ این دو جریان را در منحرف کردن اذهان از تضاد اصلی تداعی میکند.
میتوان در عرض و طول معنای عبارت «نه شاه ــ نه شیخ»، سفری تاریخی را پیش برد و کتاب نوشت، اما اگر بخواهیم در یک یادداشت کوتاه، بهدور از هرگونه تبلیغات و جانبداری، با اتکا به دادههای نقد اثباتشدهی تاریخی به آن بپردازیم ــ که اصل حرف هم گفته شده باشد ــ موضوع این است که:
۱ ــ هرچه تاریخ ایران را میکاویم، حتی یک دوره را نمییابیم که ایران روی آزادی و دموکراسی را دیده باشد؛ تاریخی مملو از شاهان در حاکمیت و شیخان در هژمونیِ ایدئولوژیک، مذهبی و فرهنگی بر جامعه.
۲ ــ هیچ دورهیی از تاریخ ایران را نمییابیم که محصول حکومت و هژمونیِ این دو جریان، باعث پیشرفت سیاسی و اقتصادی و تعالی فرهنگ و علوم اجتماعی شده باشد.
۳ ــ هرچه تاریخ ایران را میکاویم، درمییابیم که علت عقبماندگیِ ایران و رواج جهل و خرافات، علت استمرار سلطهی دیکتاتوری و علت شکست جنبشهای آزادیخواهانه، حرکت موازی یا تلاقیِ این دو جریان بوده است.
۴ ــ آخوندها در انقلاب سال ۱۳۵۷ از کجا به هژمونیِ مطلق رسیدند؟ از آنجا که محمدرضا شاه هرچه آزادیخواه، مجاهد و مبارزِ عدالتطلب و ضد حاکمیت فردگرا و سانسور را زندانی و تبعید کرد و برخی را هم کشت، و هرچه تبار آخوندی بود، به آن میدان فعالیت و ارتباطات داد. بیخود نبود که خمینی ۱۵ سال در ترکیه و نجف هیچ فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشت و ناگهان شد «رهبر انقلاب»! خودش هم در پاییز ۵۷ از نجف به آخوندهای قم، اصفهان و مشهد پیام داد که «عدهیی بر حکومت اشکال کردند و کاری با آنها نکردند. شما هم بیایید اشکال کنید». همزمان با دست باز پیدا کردن خمینی و شبکهی آخوندی در سایهی ساواک و شاه، محمدرضا شاه بر زندانیان سیاسیِ مبارز و مجاهد و آزادیخواه بسیار سخت میگرفت و بیشترشان را هم تا بالا گرفتن قیام ــ بهطور خاص روز ۳۰ دی که دیگر شاه نبود ــ آزاد نکرد. در حالی که محمدرضا شاه به دولت وقت فرانسه پیام داد که «به آیتالله خمینی هیچ آسیبی نرسد»!
۵ ــ اصل پیام کنفرانس «گوادلوپ» در فرانسه میان چهار رئیس جمهور آمریکا، فرانسه، آلمان و انگلیس در تاریخ ۱۷ دی ۵۷ چه بود؟ این بود که برای جلوگیری از سر کار آمدن نیروهای مترقی و ضد ارتجاعی در ایران، شاه باید برود و خمینی بیاید که درضمن، سدی هم برای نفوذ شوروی باشد. درست ۹ روز پس از کنفرانس گوادلوپ، شاه رفت و دو هفته بعد خمینی آمد.
۶ ــ آیا اگر کنفرانس گوادلوپ و آن تصمیم سرنوشتساز دیگران برای ایران نبود، انقلاب ۵۷ ادامه پیدا نمیکرد و مسیری دیگر نمیپیمود؟
۷ ــ بر هر رخداد سرنوشتساز ایران که انگشت بگذاریم، اتحاد شاه و شیخ را علیه دگرگشت تحولات ایران به سمت آزادی و دموکراسی مشاهده میکنیم.
۸ ــ در سالهای اخیر هم اتاق فکر نظام ولایت فقیه با جلوداری وزارت اطلاعات آن، بسیار از نقش سلطنتطلبان شاهپرست برای مغشوش کردن قیامها و نیز سمتوسو نگرفتن قیامها به جانب اتحاد سراسری، دخالتها و پشتیبانیهای کلان کرده و سودهای کلان برده است.
۹ ــ بنابراین روشنگری و افشای اتحاد عملیِ شاه و شیخ در تاریخ معاصر ایران، کنشی ملی و میهنی است؛ کنشی هوشیارانه و مسؤلیتشناسانه باهدف پالایش صحنهی سیاسی ایران در جهت یکسویه شدن مبارزات همهی اقشار و باورها و گروههای نفیکنندهی هرگونه دیکتاتوری، برای نجات ایران از سلطهی حاکمیت ولایت فقیه.
سعید عبداللهی
۱۸ مرداد ۱۴۰۵