روز ۳۰ آذر ۱۴۰۱ در شهر سردشت، حین مراسم بزرگداشت هیمن حمزه از شهیدان سرفراز آزادی، دختر خردسالش فریاد زد: «پدرم قهرمان بود». حاضران پژواک بلند صدای دخترک شدند.
در همان روز، دختری خردسال در مراسم گرامی‌داشت پدر شهیدش، با تسلط و خون‌سردی، نجوا با پدرش را می‌خواند و جمعیت گاه مویه می‌کرد و گاه فریاد می‌زد. 
تنها همین دو صحنه، چه نشانه‌هایی از ۱۰۰ روز قیام در ایران هستند؟ اکنون در صحنه‌ی سیاسی ایران چه می‌گذرد؟
در آستان ماه چهارم قیام، یک همگراییِ اجتماعی در ایران‌زمین علیه حاکمیت ولایت فقیه محقق و تثبیت شده است.
به موازات این همگرایی که محصول قیامی سراسری در عبور از تمامیت دیکتاتوری آخوندی است، در بیش از سه ماه گذشته، انقلابی در ذهن جامعه‌ی ایران رخ داد که ویژگیِ اصلی آن بازگشت‌ناپذیری به تعادل پیش از شهریور با حاکمیت سیاسی است.
 
از شهریور تا دی، کابوس تاریخیِ اندیشه‌ی فقاهتیِ طبقاتی ــ جنسیتی به خیابان‌های ایران پای نهاد و در هیأت زنان پیشتاز برابری‌خواه، هیمنه‌ی کرباس زن‌ستیزی حاکمیت ضد بشریِ آخوندی را از هم درید. اکنون بر قله‌ی صدمین روز قیام، مطالبات زن ایرانی به‌عنوان وجودی سیاسی ـ اجتماعی ـ فرهنگی، به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های حاکمیت جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
 
اکنون برای داخل و خارج ایران به‌روشن‌ترین وجه آشکار شده است که جریان اصلی و محوری این قیام نفی هرگونه دیکتاتوری با هر عنوانی است. 
در آستان چهارمین ماه استمرار قیام سراسری، هدف‌گیری مونیستیِ رأس دیکتاتوری آخوندی، بارزترین پیام داخلی و بین‌المللی در عبور ملی و میهنی از تمامیت جمهوری اسلامی است. 
 
بیش از سه ماه در یک تجربه‌ی اجتماعی اثبات شد که هیاهوهای تبلیغاتی و شعارهای انحرافی از جانب محافل رفرمیست و اصلاح‌طلب و واپسگرایان به دیکتاتوری پیشین، هیچ جایی در اراده و انتخاب و هدف استراتژیک این قیام ندارند. از این رو  چشم‌اندازی سیاسی در ایران روشن شد که تا پیش از قیام، اتاق فکر نظام بیشترین سرمایه‌گذاری را برای مشوش نمودن فضای اجتماعی علیه آن و مغشوش نمودن مرزبندی‌ها  متمرکز کرده بود. با پیشروی هفته به هفته‌ی قیام، در کف خیابان‌های ایران آشکار و عیان شد که هیچ «جریان سیاسی» تحت عنوان رفرمیست، اصلاح‌طلب و سلطنت‌طلب وجود ندارد. 
 
شعارهایی در کف خیابان‌های ایران تثبیت و تداوم یافتند که پتانسیل اجتماعی، کشش تاریخی و توان مقابله‌ی استراتژیک در تمرکز بر سرنگونیِ جمهوری اسلامی را دارند.
مردم ایران به‌طور عینی تجربه کردند که اگر قیام بایستد و تداوم یابد، جهان را نیز به ایستادن، به حمایت و به‌رسمیت شناختن حق مبارزه برای تحقق ایرانی آزاد و دموکراتیک ترغیب خواهد کرد. از این روی، گسترش جبهه‌ی جهانی قیام به مداری بسا قدرت‌مندتر از شهریور گذشته رسید.
 
از شهریور تا دی، خشمی دیرین، لایه به لایه و نسل به نسل از اعماق، نهاد و ضمیر ایران‌زمین سربرکشید. آشکار شد که در ۴۴ سال گذشته، این خشم، سال به سال انباشته ‌گشت، نسل به نسل تسری ‌یافت، خانه به خانه درد مشترک ‌شد تا فریاد به فریاد پیوست و پتانسیل انرژی‌بخش تداوم قیام و رادیکال شدن مطالبات آن شد.
 
برج عنکبوتی و تا فلک‌رفته‌ی شیطان‌سازی اتاق فکر نظام آخوندی علیه مخالفان نظام ــ مشخصاً علیه مجاهدین خلق ایران ــ آن‌چنان در گسترش قیام و روشنگری‌هایش فروریخت که اکنون دستگاه تبلیغاتی ملایان دچار جن و جنون افسارگسیخته شده است. در متن و بطن قیامی با جدیت مونیستی علیه دشمن اصلی ایران، میزان اصالت مبارزاتی ـ تاریخیِ هر جریانی رو آمد و بسیاری مرزبندی‌ها روشن شد. معلوم شد که تمام تبلیغات اهریمنی وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران، رادیو ـ تلویزیون و هم‌سویان نظام، ۲ سانت هم عمق نداشته است! دستگاه تبلیغاتی رژیم هر ترفند و دسیسه‌یی چید که برگی از کف خیابان علیه مقاومت ایران و مخالفان اصیل ایرانی رو کند، تمام تیرهایش را اصالت قیام برای سرنگونی، به سنگ زد. 
 
قیام به چهارمین ماه رسید و حاکمیت ولایت فقیه مدام در استیصال، بن‌بست، ریزش نیرو و تشدید بحران درونی سیر کرد. رژیمی که پاک مختصات عوض کرده و اکنون در بیشترین هراس، واهمه و وحشت از استمرار قیام، به تنها مستمسک نظام یعنی جنایت حداکثر در زندان‌ها و آدم‌ربایی با هدف ایجاد رعب برای حفظ خود روی آورده است. 
 
هر جنبش مردمی و اجتماعی که تکاپوی آزادی و برابری را پیشه می‌کند، خالق فرهنگ و ادبیات بالنده‌‌اش است. در ۱۰۰ روز گذشته شعارها، سرودها و ترانه‌هایی به‌عنوان ادبیات مردمی و انقلابی خلق شده‌اند که استعداد، پتانسیل، چهره و حیاتی نوین را از ایران‌زمینی شوریده بر تمام آثار و بختک نظام آخوندی معرفی می‌نمایند.  
 
از شهریور تا دی راه‌ کارهای تعیین تکلیف نهایی حاکمیت ولایت فقیه، هفته به هفته تجربه شد، تراش خورد، واضح شد، صیقل یافت و به راه کار نهایی بالغ گشت؛ راه کاری بدون هیچ مدارا و کوتاه آمدن در برابر دیکتاتوری قرون وسطایی، با مشخصه‌ی قاطعیت در سرنگونی آن؛ تنها راه کار دربرگیرنده‌ی اتحاد ملی و دارای ظرفیت سرنگون‌کننده.
۲ دی ۱۴۰۱