شناخت شاخص‌ترین نمونه‌

شناخت حکومت‌های تمامیت‌خواه، همیشه یک عنصر مشترک را برجسته می‌کند: آن‌ها نه‌تنها جامعه را سرکوب سیاسی می‌کنند، بلکه در سطحی عمیق‌تر، ساختارهای بحران‌ساز و آلودگی‌افزا را در زندگی روزمره‌ی مردم جاسازی می‌کنند. این شیوه از حکمرانی، فقط به سرکوب و کشتار مخالفان محدود نمی‌شود، بلکه هدفی هوشمندانه‌تر را هم دنبال می‌کند: فلج کردن اراده‌ی جمعیِ مردم از درون. راهبرد آن شامل ترویج اعتیاد، فقر، فساد، انزوا، گسست اجتماعی، ناامیدی و تباه‌سازی می‌شود. حاکمیت ولایت فقیه در ایران از شاخص‌ترین نمونه‌های چنین حکومتی است.

 

ابزارهای رسمی و تاکتیک‌های پنهان حکومت‌داری

حکومت‌ها در ظاهر، با ابزارهایی مثل قانون اساسی، قوای سه‌گانه و نهادهای نظامی، با جامعه تعامل دارند. اما در عمل، به‌ویژه در حکومت‌های تمامیت‌خواه، این ابزارها یا از کار افتاده‌اند، یا در خدمت طبقه‌ی حاکم عمل می‌کنند. در چنین نظام‌هایی باید به سراغ شناخت ابزارهای غیررسمی حکومت‌داری رفت: ابزارهایی که کارکردشان ایجاد بحران ممتد، آلودگی‌های اجتماعی و سرکوب به‌ظاهر غیر سیاسی و نظامی، اما نرم است.

در حاکمیت تمامیت‌خواه ملایان، با آن‌که دستگاه قضایی، ارتش و حتی قانون اساسی به صورت ظاهری پابرجا هستند، اما پیشبرد امور حکمرانی بر بستری دیگر شکل می‌گیرد: شبکه‌ی امنیتی-روحانیِ قدرت، بر بافت جامعه مسلط است و از بحران‌های مصنوعی و فساد ساختاری برای از کار انداختن توان دادخواهیِ جامعه جهت حفظ و تداوم سلطه‌ی خود استفاده می‌کند.

 

روش‌های بحران‌سازی و آلودگی‌زاییِ حکومتی

حاکمیت ولایت فقیه برای مهار جامعه، سه استراتژی کلان را به‌کار می‌گیرد:

الف) فروبردن مردم در نیازهای ابتدایی زندگی. مثل: افزایش تورمی قیمت‌ها / پایین نگه داشتن حداقل دستمزد / ترویج قراردادهای موقت و بی‌ثبات کاری / وابسته‌سازی معیشتی افراد و خانواده‌ها.

ب) ترویج آلودگی‌ها و انحرافات اجتماعی. مثل: آسان‌سازیِ پنهانی برای گسترش اعتیاد و مواد مخدر / ایجاد فساد ساختاری با نهادینه کردن رشوه و رانت / ترویج بی‌اخلاقیِ سازمان‌یافته در میان نخبگان و نسل جوان / گسست میان نسل‌ها و ایجاد بی‌اعتمادی عمومی.

ج) تخریب روان‌شناختی و فرهنگی. مثل: القای ناامیدی و بی‌آیندگی / تبدیل دانشگاه به مرکز انفعال و ترس با تضعیف هدفمند نقش دانشگاه و دانشجو که یکی از رگ‌های حیاتی جامعه است. / انحصار رسانه و ترویج روایت و هویت جعلی علیه مخالفان / به‌کارگیری نیروی میدانی و تبلیغی برای امنیت‌زدایی از آگاهی‌جویی و مشارکت جمعی.

 

مکمل کنش‌های حقوق بشری 

حکومت برآمده از ولایت فقیه، از ترویج بحران معیشت، ویرانیِ اخلاقی و استمرار اعدام تغذیه می‌کند تا به هدف‌اش علیه انگیزه‌های مردم برای تغییر پوشش بدهد، تا پاسخ مطالبات بخش‌هایی از جامعه را کش بدهد، خنثی نماید و اقشار را خسته و مستأصل و درگیر بقا کند. اتاق مهندسیِ نظام همراه با این ترفندها، ساختار سرکوب را هم فعال نگه می‌دارد. برای همین، باید علاوه بر افشای جنایت‌ها و استمرار محکومیت‌ها، به مقاوم‌سازی نیروی اجتماعی و روانی جامعه برای ایستادگی در مقابل تحمیلات و تلقینات حاکمیت پرداخت. باید جامعه‌ی قربانی‌شده را با الگوهای مقاومت و ایستادگی و شکست‌ناپذیری در مقابل این حاکمیت آشنا نمود و میان‌شان ارتباط اجتماعی و فرهنگی برقرار نمود. بی‌شک روش‌های عملیِ این رهنمودها را باید در شبکه‌های اجتماعیِ مقاومت سازمانیافته علیه دیکتاتوری ولایت فقیهی دنبال نمود. همان‌گونه که بسیاری جوانان ایرانی موفق به انجام این کار شده‌اند. 

 

چگونه ویروس‌زدایی کنیم؟

با شناختی که از کارکردهای سیاسی ــ مذهبی ــ روانیِ حاکمیت ملایان داریم، ویروس‌زدایی از جامعه‌ی ایران در شرایط سرنوشت‌ساز کنونی، یک ضرورت ملی و دوران‌ساز شده است. این یکی از راهبردهای مهم پیشبرد امر سرنگونیِ این حاکمیت تباه‌ساز است. ویروس‌زدایی از جامعه ــ و به‌طور خاص نسل جوان پرسشگر و نفی‌کننده‌ی حکومت ــ یک امر ملی و انسانی است. هر کنش‌گر سیاسی و اجتماعی و فرهنگی که دغدغه‌ی پایان دادن به دور و  کور دیکتاتوری‌های موروثی را دارد،  باید به تبیین و اجرای راهبردهای ویروس‌زدایی همت کند. 

 

شبکه‌سازی،  خودآگاهی اجتماعی، شناخت دشمن اصلی، پرهیز از خودویرانگری

تجمع مشکلات شخصی و نداشتن پشتیبان اجتماعی، انسان را مستعد فروپاشی می‌کند. اتاق فکر حکومت‌ تمامیت‌خواه ملایان، دقیقاً روی این تله و دام حساب کرده و سال‌هاست این عامل روانی را علیه نسل جوان سامان‌دهی می‌کند. آگاهی درباره‌ی پشت‌پرده‌ها‌ی چنین دستگاه تبلیغاتیِ آلوده‌ساز ــ مثل نمونه‌هایی که در بالا اشاره شد ــ جوانان را هشیار می‌کند؛ هشیار می‌کند که فقر گسترده، بیکاری، اعتیاد، فساد، یأس، بی‌اعتمادی، تحقیر، تبعیض، انزوا، بی‌عملی و نخریب اخلاق اجتماعی، فقط محصولات سیاست یک حاکمیت بیمار و ویرانگر هستند.

بر همین اساس، آگاهی درباره‌ی سیاست فعال حکومت ملایان در جداسازی میان مجاهدان، مبارزان و زندانیان سیاسی و جامعه و مردم را باید تبدیل به نوعی سپر اجتماعی ـ‌ـ روانی در برابر حکومت کرد. باید به شبکه‌های خبررسانی و اطلاع‌رسانی مقاومت راه یافت و به آن‌ها وصل شد و از این شبکه‌ها به‌عنوان سپر حفاظت در مقابل تخریب تبلیغات و سیاست حکومت استفاده‌ی بهینه کرد. 

این سپر، جوانان را از درونی‌سازی شکست و ناامیدیِ تحمیلیِ حاکمیت حفظ می‌کند و انرژی و توان و امیدشان را بازسازی می‌نماید. بدین‌گونه، می‌توان با جهت‌دهی به خودآگاهی و جست‌وجوی نیروی بدیل و جایگزین این حکومت، کاراییِ سپر خودآگاهی را در برابر ویران‌سازیِ درونیِ حکومتی، گسترش داد. 

نتیجه آن‌که وظیفه‌ی مبرم جامعه و نسل جوانی که می‌خواهد از شر ویروس‌پراکنیِ نظام ولایت فقیه خلاص شود، شبکه‌سازی و سازمانیافتگی از طریق وصل به شبکه‌های خبری  و اطلاع‌رسانیِ مقاومت است. در این ارتباط است که واقعیت مقاومت و تاریخچه و گستردگیِ آن برای جامعه‌ی ایران و نسل مشتاق آزادی، دیدنی و تجربی و منجر به خودآگاهی می‌شود. 

باید این واقعیت تجربه‌شده در ۴۶ سال گذشته تفهیم و روشن شود که دشمن اصلیِ مردم و جوانان، ساختاری مذهبی ــ حوزوی است که هماره تلاش کرده است مردم را در برابر هم قرار دهد؛ از طبقه تا قومیت، از جنسیت تا عقیده. در این آگاهیِ اجتماعی، پادزهر خودویرانگری و یأس ساخته می‌شود. سپس پرده از تمامیت دشمن اصلیِ ایران و ایرانی کنار خواهد رفت. 

۷ آذر ۱۴۰۴