
گوشیات را که فعال میکنی، کامپیوترت را که روشن میکنی، صفحة تلویزیون را که نگاه میکنی، زنان و دختراناند که مدام پیام میفرستند و فراخوان به اتحاد، مبارزه و استمرار قیام میدهند. صحنهها عجیباند. مجال رد شدن نمیدهند. دختری با هرچه در توان دارد، کلمه و جمله مییابد تا حالیات کند که روزهای مهر ۱۴۰۱، روزهای نادر پاسخ به نجات ایراناند. دیگری با گریه و اشک، اتحاد و پشتیبانی و کنار گذاشتن گذران زندگی روزمره را از مردم ایران طلب میکند. دیگری ــ که تازه پا به نوجوانی گذاشته است ــ کلمات را شمرده و مؤکد ادا میکند تا بگوید: «تو رو خدا این روزا رو از دست ندین! یه فرصتی پیش اومده واسه همة زنای ایران تا از این زندگی لعنتی که آخوندا براشون درست کردن، خلاص بشن». دیگری که تلاش میکند متفکرانه و منسجم و آرام حرف بزند، ضمن شرحی کوتاه از مبارزات زنان ایران از مشروطه تا مهر ۱۴۰۱، هم از کوه سر به فلک کشیدة رنجها بالا میبردت و هم مسؤلیت تاریخیِ مخاطبانش را در پاسخ به فراخوان تعیین تکلیف حاکمیت ولایت فقیه گوشزد میکند.
طی چند روز، زخمهای خفیه و مشترک، آشکار شدند و مرهمها هویدا. گرههای فکری و ناباوریها گشوده شدند. سلسلة شورانگیز فراخوانها پیام میدهند که بر زنجیرهای استثمار است که حلقه به حلقه وا شوند و تسلسلشان از هم دریده شود. کاربری با خطی درشت نوشت: «دیدی دختر و پسر نداریم؟ همه ایرانیم، ایران. ما سالها تجزیه شده بودیم. تازه داریم ترکیب میشویم».
از میان فراخوانها و پیامهای مردان و زنان که رد میشوی، در اتمسفر تنفسیِ قیام سراسری، هوای شکستن استخوانهای ایدئولوژی استثماری، دجالیت و تمامیتخواهیِ جمهوری اسلامی آخوندی را استشمام میکنی.
از پس ۴۳ سال سرکوب بیوقفه و افسارگسیخته، حالا جمهوری اسلامی در یک هماوردیِ میدانی و چند روزه، بازیِ کثیف طبقاتی ــ جنسیتی را که برای به محاق بردن زنان و مردان ایران و تباه کردن توان و انرژیشان راه انداخته بود، تمام و کمال باخت.
تمام سرمایهگذاریهای طولانیِ رژیم ملایان در تحمیل افکار استثماری و القای بردگی جنسی، طی یک هفته با خروش و پیشتازی زنان و همسنگریِ رزم و پیکار مردان علیه تمامیت حاکمیت، در کف خیابانهای ایران بر باد رفت. همة سرمایهگذاریهای سرکوبگرانة این رژیم در زمینههای سیاسی و فرهنگی هم همینطور هستند و بدون تردید با ارادة متحد و همبستة مردم ایران، این سرمایهگذاریها نیز پودر خواهند شد.
بانک کلان دجالیت مذهبی ـ سیاسیِ آخوندی زده شد و برای این رژیم جز ادوات نظامی جهت حفظ بقای خود، دیگر هیچ سلاح و سرمایهیی باقی نمانده است. بگذار بر جمادات و مسخشدگان و فاقدان روح و وجدان بشری، سلطه و سیطره تحمیل کند!
اینک زنان و مردان ایران در صحنة نبردی رودررو، سلاحهای استراتژیک، ایدئولوژیک، مذهبی و خرافیِ نظام ولایت فقیه را از کار انداختهاند. از این به بعد با آزاد شدن توان و انرژی و فکر میلیونها ایرانی همراه با قدرت معنوی و ارادة سترگ پایداریشان، مسیر پیش رو، افق شکست محتوم سیاسی و تعادل قواییِ حاکمیت ولایت فقیه خواهد بود؛ چرا که «همه ایرانیم» و نجات ایران از پلیدترین نیروی ارتجاعیِ مذهبی ـ جنسیتی ـ سیاسی، فراخوان فوریِ پاسخ به مسؤلیت انسانی، میهنی و تاریخیمان در استمرار قیام مهر ۱۴۰۱ تا تحقق مادی و عینیِ این مسؤلیت است.
۱۸ مهر ۱۴۰۱