
در چند روز گذشته که خیزش و قیام بالا گرفته است، خصلت انفجاریِ جامعهی ایران در نمودهای گوناگون جلوه میکند. شهرها آنقدر پتانسیل قیام دارند که همچون اجزای یک دومینو، پیاپی حرکت و جنبش میآفرینند.
تحولات آنچنان شتاب گرفتهاند که مراحل بعدی آنها قابل پیشبینی نیست. آنچه از مجموع شتاب تحولات در شهرها مشاهده میشود، یادآور این نکتهی مهم است که مردم ایران در حال پاسخ دادن به مسؤلیت تاریخیشان برای پایان دادن به استبداد ولایی ــ آخوندی هستند.
واقعیت بزرگ این است که خشونت سیاسی و چپاول اقتصادی از جانب حاکمیت آخوندی، اگرچه اقشاری از مردم را به حاشیه راند تا در انفعال بمانند، ولی از دل همین خشونت و چپاول، نتیجهی معکوس حاصل شد و کرور کرور کنشگر مردمی به میدان مصاف با حاکمیت پای نهادهاند.
از تحولات بههم پیوسته در چند روز گذشته و آثار موفقیتشان، این مهم حاصل میشود که خیابان نباید ترک شود. این کلید اصلی موفقیت است. مهم این است که همهی ایران بر نفی حکومت متمرکز شوند. مهم این است که رسانهها بر نفی حکومت متمرکز باشند و خاستگاه شعارهای انحرافی را افشا نمایند.
در چند روز گذشته شاهد بودیم که برخی تلویزیونها همچون سال ۱۴۰۱ روش تخریب مطالبات قیام و منحرف کردن آن را پیش میبرند. اینها بسیار دروغ و تحریف و سانسور را در هم میتنند تا قیام بر کانون حاکمیت متمرکز نشود، تا رادیکال نشود، تا مطالبات نافیِ هرگونه دیکتاتوری، در منظر مردم تیز و روشن و واضح نشود. مطرح کردن مطالبهی دیکتاتوری سرنگونشده شاه توسط این تلویزیونها، خیانت آشکار به خواستههای مردم و خدمت آشکار به حکومت ملایان و حفظ آن است. حکومت هم همین را میخواهد و خود به آن دامن میزند.
آنچه که باید مورد توجه و روشنگری واقع شود، این است که صداگذاری و تحریف و وارونه کردن فریادهای اعتراضی، صرفاً یک تحریف نیست، بلکه بهموازات خشونت نیروهای سرکوبگر حکومتی است. خشونتی که میخواهد مشارکت مردم و کنشگران اجتماعی را از آنها سلب کند و چهرهیی بالماسکه از دیکتاتوریخواهی را در رسانهی مطلوب خود ارائه نماید.
واقعیت این است که نهادینه بودن آزادیخواهی و نفی دیکتاتوری در جامعهی ایران، همانگونه که این روزها در دهها شهر شاهدیم، پادزهر هر گونه سمپاشی از جانب حاکمیت ملایان و دیکتاتوریخواهیِ همسوی با آن است.
شعور سیاسی در این شرایط یعنی تمرکز همگان بر نفی و طرد حاکمیت ملابان و نفی هرگونه دیکتاتوری در گذشته و اکنون و آینده. این رمز موفقیت و اتحاد ملی در سراسر ایران برای پایان دادن استبداد موروثی است. از این فرصت تاریخی محافظت کنیم تا استمرار قیام را توان و انرژی دهیم و حمایت و تضمین نماییم.
عامل تعیینکنندهیی که خیزش و قیام را وارد مرحلهی تکاملی خویش خواهد کرد، سازماندهی و ضرورت بالفعل آن است. این ضرورت را باید حاصل درسهای چندین قیام پیشین دانست. تکامل طبیعی و قانونمند آن قیامها هم این ضرورت را ایجاب میکند. این ضرورت، تضمین استمرار قیام و رقم زدن مراحل کیفیِ سرنوشتساز آن خواهد بود. تأکید میشود که سازمانیافتگی نهتنها تضمین مقاومت و استمرار آن در برابر سرکوب حکومتی است، بلکه در سمتوسو دادن به شعارها و مطالبات قیام، کیفیتی غیر قابل تردید خواهد داشت. چشمانداز روشن قیام با میدانی کردن درسهای آن، تضمین مییابد.
۱۱ دی ۱۴۰۴