
چرا باید برای احمد شاملو و شاعران و نویسندگانی چون او، جای ویژهیی در سپهر سیاسی و ادبی و فرهنگی ایران قائل شد؟ معیار این «جای ویژه» چیست؟
مبنای استدلال، زمینهی تاریخ سیاسی ــ اجتماعی ــ فرهنگیِ ایران است؛ زمینهیی سنگلاخی با قطاری از دیکتاتور و مستبد و توتالیتر و جنبشهای آزادیخواه سرکوبشده.
احمد شاملو این زمینه را خوب و همهجانبه شناخت. دیگرانی چون او نیز همچنین؛ اما در سالگرد فقدان شاملو، به وی میپردازیم.
شاملو درد اصلی و رنج مشترکی را که ایران را مدام زیر سلطه و هیمنهی دیکتاتوری نگه داشته است، دقیق شناخت:
ــ قتل عام آزادی
ــ جهل مسلط بهعنوان فرهنگ بازدارندهی شناخت اجتماعی دربارهی علت عقبماندگی ایران
ــ دیکتاتوریهای موروثیِ قاجاری و پهلوی و فقاهتی
ــ استعمارزدگی و زخم تاریخیِ جامعهی ایران بر اثر تفرق و جهل و وابستگی حاکمیتها
ــ فقر بنیادین اقتصادی که همواره جامعه را اسیر و گروگان خود میگیرد
ــ سانسور قلم و بیان بهعنوان قطع زبان ارتباط روشنفکر حقیقی با مردم
ــ انحصار رسانه و مطبوعات در ید اختبار دولت مسلط
ــ تنها ماندن جنبشهای آزادیخواهی در بزنگاههای در آستانهی تغییر از استبداد به آزادی.
کتابها و شعرها و نوشتهها و سخنان احمد شاملو لبالب از این موارد هستند که او خواسته است در اینباره «روشنگری» و «فرهنگسازی» کند.
از اینرو شاملو از نادر شاعران و نویسندگانی است که هوشیاری سیاسی و تاریخی را چراغ راه آفرینش ادبی کرد. شک نباید کرد که تمام کینهها و شیطانسازیها ــ بهخصوص از جانب شاهپرستان و ولایتمداران ــ علیه شاملو به این دلیل است که وی در این هوشیاری و روشنگری و فرهنگسازی، موفق شد. شاملو ریشهی اصلیِ عقبماندگیِ ایران را که باوجود اینهمه جنبش و قیام آزادیخواه، به آزادی و دموکراسی نرسیده است، شناخت.
شاملو از نخستین هنرمندان ایران است که در مرداد ۱۳۵۸ که خمینی را در «ماه!» میپرستیدند، شعر «در این بنبست» را نوشت و فریاد زد: «روزگار غریبیست نازنین!» و در این شعر، خمینی را «ابلیس پیروزمست» توصیف نمود.
بهدلایل فوق، این تلقی بسیار به واقعیت نزدیک است که احمد شاملو نماد حقیقیِ «روشنفکر» است.
۲ مرداد ۱۴۰۵