
گفتگوی خانم فهیمه خضر حیدری با آقای داریوش آشوری در برنامهی تلویزیونی «عمق میدان» حاوی چند نکتهی قابل توجه است.
بیشترین بخش گفتوگو دربارهی فرهنگ و ادبیات و تاریخچهی زندگی آشوری بود، بخشی هم سیاسی و قسمتی نیز مربوط به دیدارش با رضا پهلوی.
جوهر حرفها با داریوش آشوری که خودش هم گفت بسیاری از دوستانش به او اعتراض کردهاند، در این است که وی از نویسندگان و مترجمان خوب ایران در زمینههای فلسفهشناسی، ادبیات، زبانشناسی و فرهنگ بوده است. آشوری با آثارش به زبان و فرهنگ فارسی خدمت کرده است. اما همیشه هم غیر سیاسی بوده. خودش هم در این مصاحبه گفت که از نیمهی دوم دههی ۳۰ به بعد کاری با سیاست نداشته است.
در قسمت دوم، در بخش سیاسی مصاحبهاش، پیدا بود که اصلاً تجربهیی و درکی از اصالت و ابتذال در دنیای سیاسی ندارد. درکی از جبههی آزادی و جبههی ضد آزادی ندارد. بدون قصد هیچگونه اهانت به ایشان، شنوندهی سخنان وی که تجربهی تلخ تاریخ ایران در زیر سلطهی سلسلهی دیکتاتوری را داشته باشد، درمییابد که متأسفانه داریوش آشوری از اشعار ضروریِ سیاسی در کشور هماره زیر مهمیز استبدادیان، بسیار فاصله دارد. بههمین خاطر هم آن سرمایهی قوی نویسندگی و اعتبار کسب شده از آن را بهدلیل فقدان اشعار سیاسی، با رفتن به دیدار رضا پهلوی[مدافع تاریخچهی دیکتاتوری در ایران و خدمتگزار بالفعل حاکمیت ملایان]، خدشهدار کرد. داریوش آشوری در غروب سفر عمر، لکهیی از ابر فقدان تشخیص جبههی آزادی و جبههی استبداد را بر آثار گرانبهای خود نشاند.
اگر دقت کرده باشید چند بار گفت «مگر من چه کار کردم؟ یک ملاقات و یک عکس معمولی بود!» همین جملههایش نشان از فقدان درک تضاد اصلی و تاریخی بهعنوان مبنای علت عقبماندگی ایرانزمین دارد.
باید تأکید نمود که متأسفانه در میان نویسندگانی چون داریوش آشوری، شناخت «تضاد اصلی»، «منافع ملی»، «صورت مسألهی سیاسی و اجتماعی»، «ماهیتشناسی نیروها» و «نبرد طبقاتی» یا وجود ندارد یا همواره تحت تأثیر منافع شخصی و شغلی است. بههمین دلیل اگر دقت کرده باشید از هیچ قیامی حمایت نمیکنند، چرا که چاپ کتاب و برگزاری کنفرانس برایشان مهمتر از مبارزه برای آزادی و دموکراسی است. این یک تضاد جدی میان مبارزه و پرداخت بها برای آزادی و روشنفکری و نویسندگی در ایرانزمین بوده است و ادامه دارد. تضادی که حتی با وقوع چند انقلاب و جنبش و قیام در طی ۱۲۰ سال گذشته، هنوز حل نشده است. متأسفانه همهی دیکتاتوریها از فاصلهی زیاد میان جریان روشنفکری و وضعیت بحرانی مردمان، بیشترین سود را برده و بیشترین ضربهها را علیه مبارزان آزادیخواه بهکار بستهاند.
بهقول مولوی «دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد»...
۱۲ مرداد ۱۴۰۵